أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
182
تجارب الأمم ( فارسى )
اخو صعلوك [ 1 ] است ، احمد پيش از كشته شدن با تو سازشى در اين كار داشته كه تو كارمند او را بدينجا رسانيدى ، يا آنكه خودت اين مرد را براى كشتن امير مؤمنان كه از او مىترسيدى ، فرستاده بودى ، زيرا با پولى بسيار كه از احمد بن على [ صعلوك ] به تو رسيده است ، تو دوست او و دشمن ابن ابو ساج هستى . نصر در پاسخ گفت : شگفت آور است . چرا من نقشهء كشتن امير مؤمنان را بكشم ، آيا دارائى و ديههاى مرا از من گرفته ، يا آبروى مرا ريخته يا مرا ده سال به زندان افكنده بوده است [ 2 ] ؟ مقتدر گفت : اگر اين بلا بر سر يك بىسواد آمده بود خطرناك [ 3 ] بود ولى ابن فرات شكيبائى آن را داشت . گزارش يورش قرمطيان بر حاجيان كه ياد خواهم كرد . ابن فرات را مشغول داشت و نصر از دست او رها شد و نيرو گرفت [ 4 ] . نيز در اين سال نامهاى رسيد كه گزارش يورش ابن ابو ساج را از آذربايجان به رى و جنگ * با احمد بن على [ بن صعلوك ] و كشتن او و آوردن سر احمد و تن او را به مدينة السلام در برمىداشت . در اين سال ابن فرات پولهائى ميان دانشجويان ادب و حديث نويسان [ 5 ] پخش كرد . انگيزهء آن نيز چنين بود كه ، در يكى از نشستها نزد وى ، يادى از ايشان به ميان آمده ،
--> [ ( 1 - ) ] M : اين صعلوك خراسانى با نصر پردهدار سريانى ، در دشمنى با ابن ابو ساج آذربايجانى و ابن فرات همگام بود . براى واژهء « سالوك » ن . ك : خ 6 : 100 [ ( 2 - ) ] M : ابن فرات از سال 296 تا 312 ه سه بار به وزيرى نشست و ميانهء آنها را در زندان و زير شكنجه بود . [ ( 3 - ) ] نگارندهء « الوزراء » در ص 49 در اينجا افزايشى دارد . [ ( 4 - ) ] M : پس تندروى شيعيان تند قرمطى در يورش بر بصره در سال 311 ه و تندروى اسماعيليان سامانى در خراسان موجب تضعيف شيعيان ميانه رو در بغداد شد كه بعد از غيبت امام ( ع ) و نداشتن نامزد خلافت در كابينهء خليفه شركت كرده بودند . پس نمايندهء ايشان ابن فرات در سال 312 ه . از وزارت طرد و كشته شد . [ ( 5 - ) ] وزراء 202 - 201 . ن . ك : معجم الادباء : 1 : 228 .